|
خودباوري
و اعتماد به نفس اعتماد به نفس منشأ موفقيت افراد است، اگر كسي اعتماد به نفس داشته باشد، با حمايت
خالق مهربان ميتواند هر قلهاي را فتح كند.كساني كه در زندگي موفق نيستند،
مهمترين عامل آن، فقدان اعتماد به نفس است.از پيشوايان ديني ما نقل شده است كه:
بزرگترين سرمايه، اعتماد به نفس است. كسي كه فاقد سرمايه باشد، هيچ تجارتي
نميتواند انجام دهد سرمايه، سرچشمه موفقيت انسان ميباشد. زيربناي كاميابي، اعتماد
به نفس است، ساير طبقات موفقيت بر اساس اعتماد به نفس پايهگذاري ميشود. كسي كه
فاقد اعتماد به نفس است نه تنها از خود شكوفايي باز ميماند بلكه به هيچ موفقيتي در
زندگي نخواهد رسيد. دانشمندان، زير بناي اعتماد به نفس را عزت نفس ميدانند و عزت
نفس يعني تعريفي كه شما از خود داريد. هر كس، هر تعريفي از خود داشته باشد، همان
عزت نفس او را نشان مي دهد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
جوان و حلّ قدرتمندانه مشكلات |
|
شايد
سؤالاتى از قبيل: چرا اوضاع ما چنين شده است؟ چرا من شغل مناسبى ندارم؟ چرا درس
بخوانم؟ چرا آينده من نامعلوم است؟ چرا همه با من بدند؟ چرا اين قدر بدبختم؟ چرا
درآمد مكفى ندارم؟ و ... را از خود پرسيده و يا با دوستان خود در ميان گذاشته
باشيد. البته درست است كه اين مسائل و پديدهها دلايل و عوامل بيرونى نيز دارند كه
نقش آنها را در ايجاد چنين وضعى نمىتوان ناديده گرفت؛ امّا ريشه بيشتر اين مشكلات
و سؤالات را مىتوان در درون هر شخص يافت و با پى بردن به منشأ و علّت آنها مىتوان
براى تغيير يا حلّشان راه پايانى يافت. در اين مقاله، كوشش شده است كه فرمولها و
راهكارهايى عملى جهت شناخت و تقويت قواى درونى و اراده ارائه شود، تا از طريق آن
بتوان در جهت مسلّط شدن بر اوضاع و ايجاد تغييرات بيرونى مطلوب، گام برداشت. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
به
طور كلّى، بسيارى از افراد، نيروى اراده را با هوس، اشتباه مىكنند و تفاوتى بين
آنها قائل نمىشوند. حال اگر بخواهيم به توضيح آن دو بپردازيم و آنها را معنا كنيم،
هوس را «ميل (گرايش) غريزىِ سيرىناپذير» تعريف خواهيم كرد، در حالى كه اراده،
«مُلزَم نمودن اختيارى خويشتن است به تأمين يك خواسته»، كه پس از تحقّق آن خواسته و
يا با انصراف از آن، خاتمه مىيابد. از همين دو تعريف ابتدايى برمىآيد كه اوّلاً
هوس، به خودىِ خود، منفى نيست و ثالثا به فعليّت رسيدن و عملى شدن هر هوسى، نيازمند
اراده كردن است. تجربه بشرى نشان داده است كه ما در زندگى نمىتوانيم همه چيز را
تنها بر اساس هوسهاى خود پايهريزى كنيم و نظم و ترتيب ببخشيم. برخى موقعيتهاى
دشوار و حادّ و پيچيده به موضوعاتى سواى اميال و هوسهاى ما مرتبط مىشوند. اگر ما
از قبول اين اصل مسلّم سر باز زنيم، دير يا زود، هوسها (تمايلات) خود را با سؤالات
بسيارى مواجه خواهيم ديد و طعم تلخ ناكامىها را خواهيم چشيد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
رسول
اكرم صلى الله عليه و آله و سلم می فرمایند: «المرء على دين خليله و قرينه» . انسان بر كيش دوست و همدمش خواهد بود. امام على عليه السلام: «يا بنى اياك و مصادقه الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك
واياك و مصادقه البخيل فانه يقعد عنك احوج ما تكون اليه و اياكو مصادقه الفاجر
فانه يبيعك بالتافه واياك و مصادقه الكذابفانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد
عليك القريب» . پسرم! از دوستى نادان بپرهيز، چه او خواهد كه تو را سودرساند لكن دچار زيانت گرداند
و از دوستى بخيل بپرهيز، چه اوآنچه را سختبدان نيازمندى از تو دريغ دارد، و از
دوستى تبهكاربپرهيز كه به اندك بهايت بفروشد و از دوستى دروغگو بپرهيز كه او سراب
را ماند: دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور نماياند. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
جوان در نگاه امام صادق علیه السلام |
|
نسل
نو و امام صادق علیه السلام: نگاه مهربان امام صادق(ع) به جوانان، همراه با بزرگداشت
شخصیت، تكریم استعدادها و صلاحیتها، احترام به نیازها و توجه به قلبهاى پاك و
زلال آنان بود و اقبال جمع جوانان به سوى امام(ع) فرایندعملكرد و رفتار متین،
محبتآمیز، حكیمانه و سرشار از خلوص وعاطفه آن حضرت بود، بدان حد كه سخنش بر اریكه
دل آنان مىنشست، زیرا گرایش جوان به خوبى، نیكى و زیبایى بیشتر و سریعتر ازدیگران
است. پدیدهاى كه امام بدان اشاره نموده مىفرماید: «انهم اسرع الى كل خیر» (1)
جوانان زودتر از دیگران به خوبیها روى مىآورند. رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان
حقیقى این گفته رسول خدا(ص)است كه فرمود: «اوصیكم بالشبان خیرا، فانهم ارق افئده»
(2) سفارش مىكنم شما را كه، با جوانان به خوبى و نیكویى رفتاركنید، چرا كه آنان
نازك دل و عاطفىترند. امام ضمن توجه به روح لطیف و احساس آرمانى جوانان، یاران
ونزدیكان خود را نیز به دقت و توجه در این نكات رهنمون مىساخت. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
دوستی دختر و پسر آري يا خير؟!!! |
|
در
تمامي سنتها و اقوام، ارتباط بين زن و مرد بيگانه، كم و بيش نا بهنجار و غير متعارف
قلمداد ميشود. بايد گفت غير از فرهنگ منحرف غرب در دهههاي اخير، از اقوام باستاني
گرفته تا اديان گوناگون و جوامع بشري امروزي، هر كدام قوانين و ضوابطي را براي
ارتباط بين زن و مرد غريبه در نظر ميگيرند و تعامل خارج از آن ضوابط را ممنوع
ميدانند. دين مبين اسلام كه كاملترين و جامعترين دين است، در اين زمينه از همه
مكتبها و اديان، دقيق تر و حساس تر عمل ميكند زيرا بر اين باور است كه روابط بين
دو جنس مخالف بايد در چارچوب خانواده باشد واگر از اين چارچوب و ضوابط خارج شود،
سبب انحراف اخلاقي و در نتيجه فساد فردي و اجتماعي خواهد شد. البته اين سخن بدين
معنا نيست كه هيچ زني حق صحبت كردن با مرد نامحرم را ندارد، بلكه اين سخن در مواردي
است كه رابطه زن و مرد بيگانه از روابط عادي خارج شود و بسوي دوستي و گفتگوهاي
طولاني كشيده شود كه اسلام هرگز چنين روابطي را بين زن و مرد نا محرم اجازه
نميدهد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
فقدان معنويت و فرار دختران |
|
در
فرهنگ ايراني و اسلامي زنان و دختران از جايگاهي ويژه و حمايت شده و كاملا محفوظ
برخوردارند كه اگر اين جايگاه ناديده گرفته شود و بانوي مسلمان از اصالت و نقش
بسيار مهم و سازنده خويش دست بردارد. اولا دچار بسياري ناهنجاريهاي اجتماعي ميگردد
و ثانيا تبديل به كالايي ميشود كه عده زيادي از گرگ صفتان جامعه قصد تملك، خريد و
فروش و سودجويي از آنها را ميكنند.در جامعه اسلامي ما برخي دختران و زنان با
دليلهاي پوچ كه خودشان را قانع ميكنند از فرهنگ و آداب و رسوم ناب اسلامي روي
گردان شدهاند و ديگر تحمل امر و نهيهاي نافع اسلام را ندارند و عنان حلم و صبر و
توكل بر خدا را از دست دادهاند و براي رها شدن از برخي از مشكلات و معضلات، از
كانون امن و سرپناه مطمئن خانه، فرار ميكنند و آرزوها و ايدهآلهاي بي حد و مرز
زندگيشان را كه فرسنگها با واقعيت فاصله دارد، در خيابانها و بعضا در كشورهاي مسخ
شده اروپايي جستجو ميكنند. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > پایان >>
|
| صفحه 34 - 44 از 52 |