|
طبیعت بسیار زیبا، گلهای رنگارنگ و چشمنواز،
درختان سر به فلک کشیده، آبشارها و جویهای آب زلال و روان و آب و هوای معتدل
در کنار جوانانی پاک و سرشار از شور و صفا در اردوگاه شهید رجایی نیشابور گرد
هم آمده بودند و ما نیز در کلبهای ـ و به قول بچهها پاتوقی ـ سنّتی که نامش
را کلبه «با جوان تا آسمان معرفت» گذاشته بودیم، نشسته و پاسخگوی سؤالات آنها
در خور توان خود بودیم. صر یکی از روزهای تابستان که باد ملایم و معتدلی
نیز در حال وزیدن بود ، چند نفر از دانشآموزان دبیرستانی به کلبه خودشان آمدند
و گپی دوستانه را درباره «انتخاب همسر در عصر و زمان فعلی» شروع کردیم. همه چیز
با یک سؤال شروع شد:
یکی از بچهها: از آنجا که در مسائل دینی ، شرم
و حیا نباید مانع سؤال گردد، سؤال بنده این است که: در عصری که ما زندگی
میکنیم و عصر ارتباطات، ماهواره، اینترنت و ... مینامندش، خیلی از امور تغییر
یافته و بشر به رشد و توسعه در بسیاری از امور نایل گردیده است. لذا در ذائقه
ما جوانان، برخی آداب و رسوم قدیمی چندان دلچسب نیست. از جمله در امر ازدواج و
انتخاب همسر که به نظر من همینکه دختر و پسری یکدیگر را دوست داشتند و به
همدیگر عشق ورزیدند، کافی است.
HTML clipboard
هم کلبهای (نگارنده): ضمن تشکر از دوستان که
سؤال خود را مطرح فرمودند (که مسئله مهم و ضروریای هم هست)، اما ـ دوستان
عزیز! ـ لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که چون انسان ، مزیّن به صفت و
نعمت «عقل» شده است، قدرت ابتکار و خلاقیّت و نوآوری دارد و زندگی او رو به رشد
و کمال است و خصوصا سن جوانی ، اقتضای تغییر و تحول و نو شدن دارد و این از
امتیازات انسان است، به خلاف حیوان که زندگی یکنواختی دارد . مثلاً زندگی زنبور
عسل، همان زندگی زنبور عسل چند قرن قبل است و تغییر و تحولی در سبک کندوی عسل
ایجاد نکرده است. حالا انسان میتواند رو به کمال نرود و از عقلش بهره لازم را
نگیرد. در این صورت ، انتخابهایش دیگر انتخابهای انسانی نخواهد بود.
یکی دیگر از دوستان جوان: میخواستم بدانم دیدگاه
اسلام درباره تغییر و تحول چیست؟
هم کلبهای : دوستان! بهتر است برای پاسخ گفتن به
این سؤال دقیق، از یک اسلامشناس برجسته کمک بگیریم. شهید مرتضی مطهری در این
بار میفرماید: «نه باید جُمود داشت و اسلام را مسکون و بیحرکت و مخالف توسعه
و ارائه شیوههای جدید دانست و نه باید جاهل بود و هر چیز نوی را به صِرف نو
بودن، با ارزش به حساب آورد... اسلام با پیشرفت و تکامل موافق است ؛ ولی همزمان
که علم به پیش میرود، هوسها و انحرافات نیز رشد میکنند و جدید میشوند که
اسلام با آن مخالف است» .(1)
یکی از بچهها (که ظاهری آرام داشت دفترچهای را
که همراهش بود، باز کرد و ضمن معذرتخواهی گفت): با اجازه دوستان میخواهم
جملهای را از یکی از دانشمندان غربی در زمینه اینکه دین اسلام، قابلیت تسلّط
بر حالات گوناگون بشری را دارد، برایتان نقل کنم. برنارد شاوْ نویسنده معروف
انگلیسی گفته است: «من همیشه نسبت به دین محمد[ص [بهخاطر خاصیت زنده بودن
عجیبش نهایت احترام را داشتهام . به نظر من اسلام، تنها آیینی است که استعداد
توافق و تسلّط بر حالات گوناگون و صور متغیّر زندگی و مواجهه با قرون مختلف را
دارد».
بغل دستی: لطفا بفرمایید این جمله را از چه کتاب
و منبعی نقل نمودید؟
ـ متأسفانه فراموش کردهام منبع آن را در
دفترچهام بنویسم.
هم کلبهای: این جمله را شهید مطهری در کتاب نظام
حقوق زن در اسلام، از برنارد شاو، نقل میکند. چه خوب است جوانان عزیز، قبل از
ازدواج، این کتاب را به دقّت مطالعه نمایند . البته در ادامهاش آقای برنارد
شاو میگوید: «چنین پیشبینی میکنم و از هم اکنون نیز آثار آن پدیدار شده است
که ایمان محمد[ص] مورد قبول اروپای فردا خواهد بود».(2) نتیجه اینکه علیرغم
اینکه اسلام با تحول و نو شدن مخالف نیست، ولی با هر نو شدنی نیز موافق نیست ؛
بلکه اصول ثابتی دارد که هر تغییر و تحولی چنانچه در چارچوب این اصول باشد،
پذیرفته شده است، وگرنه مردود است.
یکی از بچهها: چنانکه ممکن است این اصول ثابت
را نام ببرید و برخی از مواردی را که با آن اصول، مخالف یا موافق است، ذکر
نمایید؟
هم کلبهای: آفرین بر این دوست عزیزمان که سؤال
بجایی مطرح نمودند! بله دوستان! این اصول، مثل لباس و کفش نیست که کهنه شود ؛
بلکه برای همیشه پابرجاست، از قبیل: اصل توحید، عدالت، نبوت، معاد، صداقت، عفت،
وفاداری، پرهیز از ظلم و جنایت و... لذا سنّتها و محصولات جدیدی چون پارتیهای
شبانه، مجالس مختلط، مُخدّرهای جدید، مزاحمتها و متلکگوییهای اینترنتی و...
مورد تأیید اسلام نیست و آیین ما به شدّت با آنها مخالف است ؛ اما استفاده از
رسانهها و وسایل ارتباط جمعی جدید در جهت صحیح، مسافرت با هواپیما، استفاده از
برق، دستگاه چاپ و ... هرگز مورد نهی نیست.
اما در مورد انتخاب همسر و مسائلی که دوست
عزیزمان در اول جلسه مطرح نمودند، بهتر است قبل از آن به این سؤال پاسخ دهیم
که: اصلاً هدف از ازدواج چیست؟ چون متناسب با هدف است که سبک و راه، معلوم
میشود. ما تا ندانیم برای چه میخواهیم ازدواج کنیم، چگونه در انتخاب و گزینش
همسر میتوانیم به نتیجه برسیم؟
یکی از بچهها (که در حال نوشتن بود، سرش را بلند
کرد و گفت): برای این ازدواج میکنیم تا از امر و نهیهای پدر و مادر خلاص
شویم!
دوست روبهروییاش: شاید هم مجبوریم ؛ چون اگر
ازدواج نکنیم، نه به ما شغل مناسب میدهند، نه وام ازدواج! و حتی اگر به مسافرت
برویم نیز ، مسافرخانهها به ما اتاق نمیدهند! (خنده حُضّار)
هم کلبهای: بله، دوستان عزیز! اهداف مختلف و
متفاوتی در ازدواج مطرح است که تابع بینش افراد است. برخی فقط جهت دستیابی به
منافع اقتصادی و مال و ثروت، ازدواج میکنند. لذا دنبال خانوادههای ثروتمند
میگردند. برخی فقط بهخاطر ارضای نیازهای جسمی و شهوانی ازدواج میکنند. در
نتیجه دنبال همسرانی زیباروی میگردند. برخی همینکه از کسی خوششان آمد و به
قول خودشان : «عاشق او شدند»، دنبال این هستند تا به عشقشان برسند و... اما
ببینیم آیا در منابع دینی ما (قرآن و احادیث)، درباره هدف ازدواج، سخنی به میان
آمده است؟
یکی از دوستان (که بعدا معلوم شد حافظ کل قرآن
است ، با صوتی زیبا این آیه را تلاوت کرد): «و مِن آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُم
مِنْ أنفُسکُم أزواجا لِتَسکُنوا إلیها وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً
وَرَحمةً»(3) (که همه با یک صلوات، او را تشویق کردند).
هم کلبهای: آفرین بر این دوست خوبمان که با
تلاوت این آیه شریفه، هم مجلس و کلبه ما را باصفا و نورانی کردند و هم پاسخی
متین به سؤال مطرح شده دادند.
بله، عزیزان! یکی از مهمترین اهداف ازدواج از
منظر اسلام، ایجاد کانون آسایش و آرامش برای زن و مرد است ؛ چون خلقت آنها طوری
است که از جهت روانی به یکدیگر نیازمندند و در سایه ازدواج به آرامش میرسند ؛
آرامشی که لازمه و مقدمه کمال و سعادت انسان است.
حفظ عفت و پاکدامنی و ارضای صحیح غریزه جنسی نیز
از دیگر اهداف ازدواج است. لذا پیامبر بزرگوار ما فرمودند: «کسی که ازدواج کند،
نصف ایمانش را حفظ کرده است. بر او باد به نصف دیگر!» . پرورش و تربیت فرزندانی
سالم و شایسته و حفظ نسل نیز از اهداف ازدواج است و جامعه آنگاه به کمال و
سعادت واقعی میرسد که خانوادهها، فرزندانی خوب و شایسته تربیت کنند.
یکی از دانشآموزان (که تا آن لحظه ساکت نشسته
بود و متفکرانه گوش میداد، گفت): بنابراین میتوان گفت ازدواج از نظر اسلام،
امری است مقدس، جهت طی کمالات معنوی، و کسی که با این انگیزه ازدواج کند، ثواب
کرده است؟
هم کلبهای: بله کاملاً صحیح است. اما اگر ازدواج
به انگیزههای دیگری انجام گیرد، معمولاً منجر به شکست و باعث رکود انسان
میگردد؛ لذا پیامبر اسلام در حدیث زیبایی میفرماید: «کسی که همسر حلالی را با
مال حلال بگیرد، ولی منظورش فخرفروشی و خودنمایی و تظاهر باشد، خدا این وصلت را
مایه ذلت و خواری او قرار میدهد».(4)
یکی از بچهها (همو که دفترچهای داشت و نکات خود
را مینوشت): با اجازه دوستان، من هم در این زمینه، سخنی از ویل دورانْت
(نویسنده کتاب تاریخ تمدن) نوشتهام که البته منبع آن را نیز یادداشت کردهام
که ایشان میگوید: «ازدواج اگر به خاطر زیبایی و علایق به اصطلاح عشقی صورت
گیرد، معمولاً با شکست مواجه خواهد شد و آشفته میگردد» .(5)
هم کلبهای: بله ، دوستان عزیز! و شاید همین
انگیزههای مادی و بیارزش در کار ازدواج، باعث تزلزل کانون خانواده در غرب و
حتی در کشور خودمان باشد ؛ اما اگر انگیزهها خدایی باشد، خیلی از موانع، رفع
میگردد و افراد، علیرغم اینکه شاید در ظاهر شباهتی به یکدیگر نداشته باشند،
ولی با هم ، زندگی شیرین و پُرعاطفهای را شروع خواهند کرد.
یکی از بچهها (که بر لب جوی آب نشسته بود گفت):
پس اینکه از قدیم شنیدهایم که پیامبر اسلام، جُوَیْبِر را ـ که شخصی سیاه و
کوتاه قد بود ـ به ازدواج زُلفا ـ که دختری از خانوادهای پولدار و مرفّه بود ـ
درآورد، به خاطر آن بوده که این امور ظاهری، نمیتوانند ملاک انتخاب همسر
باشند.
یکی دیگر از بچهها (درحالیکه کتابی را نشان
میداد گفت): دوستان! کتابی که میبینید، نامش نیمه پنهان ماه مربوط به زندگی
شهید دکتر مصطفی چمران و از زبان همسر لبنانی ایشان است. در اینجا نیز نوشته
که این خانم با آنکه وقتی در خانه پدر و مادرش بود، وضع بسیار خوبی داشت،
بهطوری که برای خودش خدمتکار داشت، ولی وقتی شهید چمران به خواستگاری او رفت،
قبول کرد.
هم کلبهای: بله دوستان! همانطور که آن دوستِ
نشسته بر لب جوی آب (که امید است گذر عمر را نیز ببیند) و دوست دیگرمان
فرمودند، زیبایی، ثروت، تحصیلات و ... به تنهایی نمیتوانند ملاک و هدف ازدواج
باشند ؛ چون نیاز به ازدواج، تنها یک نیاز جسمانی نیست ؛ بلکه در عین حال ،
نیازی است معنوی که برآورنده نیازهای روانی، تقویت کننده ایمان و عامل مهمی در
سعادت یا شقاوت انسان در آخرت است و حتما شما افرادی را سراغ دارید که با
انتخاب همسری شایسته به سعادت دنیا و آخرت رسیدند که نمونه بارز آن، زُهَیر بن
قین (از شهدای کربلا) است که چون فرستاده امام حسین(ع) در کربلا به نزد او آمد،
ابتدا از اینکه دعوت حضرت را پاسخ دهد، امتناع ورزید ؛ ولی همسر نجیبش ، او را
از خواب غفلت بیدار کرد و جزوِ یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا گردید.(6)
در این هنگام، مسئول اردو که حاج آقایی روحانی
بود، از جلوی کلبه رد میشد که بچهها به احترام ایشان از جایشان بلند شدند و
از او تقاضا کردند تا به جمعشان ملحق شود که ایشان با کمال تواضع، دعوت دوستان
را پذیرفت و بچهها با یک صلوات، آماده شدند تا از زبان ایشان، ویژگیهای همسر
شایسته را بشنوند. البته پیش از صحبت ایشان، همکلبهای گزارش مختصری را از
موضوع جلسه و صحبتهایی که رد و بدل شده بود، به اطلاع ایشان رسانید.
حاج آقا: عزیزانم! آنچه از بزرگان دین ما ـ که
خیرخواهترین انسانها نسبت به ما بودهاند و هستند ـ در کار انتخاب همسر به ما
رسیده، حدّاقل سه ملاک ، لازم و ضروری است که عبارتاند از:
ملاک اول ، ایمان و تقواست . میتوان گفت چنانچه
همسر آینده انسان ، دارای این ویژگی باشد، خانوادهای متعال ، شکل خواهد گرفت .
در تاریخ آمده است که شخصی خدمت امام مجتبی(ع) رسید و در مورد پسری که به
خواستگاری دخترش آمده بود، مشورت خواست (چه نیکوست که والدین یا خود جوانان اگر
شناختی نسبت به خواستگار ندارند با آدمهای خبره و مؤمن، مشورت نمایند). حضرت
فرمود: «او را به ازدواج شخص متقی درآور ؛ چرا که اگر دخترت را دوست بدارد، او
را گرامی خواهد داشت و اگر دوستش نداشته باشد، به او ستم هم نمیکند».
از حضرت صادق(ع) نیز نقل شده است که: «سه چیز
مایه آسایش مؤمن است: ... همسر شایستهای که در کارهای دنیا و آخرت، یاور انسان
باشد».
یکی از دانشآموزان: حاج آقا! آیا داشتن ایمان به
تنهایی کافی است؟ چون برخی افراد، ظاهرا ایمان دارند، ولی اخلاق خوبی ندارند؟
حاج آقا: حرف شما کاملاً صحیح است ؛ ولی ـ
دوستان! ـ هرچه ایمان انسان ، قویتر باشد و از تقوای بالاتری برخوردار باشد،
رعایت اخلاق از جانب او نیز بیشتر میشود. لذا در احادیث ما آمده است که شخصی
خدمت حضرت امام رضا(ع) رسید و فرمود: شخصی به خواستگاری دخترم آمده که بداخلاق
است. حضرت(ع) فرمود: «اگر بداخلاق است، او را نپذیرید».(7) بنابراین، ویژگی
دوم، اخلاق نیکوست.
سومین ویژگی یک همسر خوب، برخورداری از شرافت
خانوادگی است ؛ یعنی در خانهای رشد کرده باشد که اهل آن خانه ، به ایمان و
تقوا، رعایت حقوق، ادب و احترام با مردم و اصل و نسبْ معروف باشند که در این
صورت، فرزندی که در این خانواده رشد نماید، دارای ویژگیهای خوب و شایسته است.
پیامبر(ص) فرمود: «از گلهای روییده شده در تالاب، بپرهیزید!». گفته شد : منظور
کیست؟ حضرت فرمود: «زن زیبایی که در خانوادهای بد رشد کرده باشد».(8)
مرحوم سید بن طاووس به فرزندش چنین سفارش میکند:
«بهتر است که به اندازه نیاز، به علم اَنساب [شناخت نسب افراد] نیز آگاه شوی تا
به کمک آن، کسانی را که در نسبشان اشکالی وجود دارد، بشناسی و زاد و ولد خود را
در آن طایفه قرار ندهی و با آنان ازدواج نکنی».(9)
یکی از حُضّار: حاج آقا! به نظر میآید که در این
زمان، پیدا کردن چنین همسرانی بسیار مشکل باشد.
حاج آقا: بله عزیزانم! معمولاً جنس خوب، کمیاب
است ؛ ولی نایاب نیست . باید تلاش کرد و زحمت کشید تا او را پیدا کرد و مطمئنا
برای انسانهای مؤمن، همسرانی مؤمن و شایسته وجود خواهد داشت. لذا آیه شریفه
میفرماید: «وَالطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ والطَّیِّبونَ
لِلطَّیِّباتِ...»؛(10) زنان پاک برای مردان پاکاند و مردان پاک برای زنان پاک
.
البته این نکته را نیز باید توجه داشت که در
انتخاب همسر نباید خیلی آرمانی اندیشید و زیاد هم سخت گرفت ؛ و الاّ مثل جریان
آن شخصی میشود که حدود 25 ویژگی برای همسر آیندهاش نوشت و رفت نزد امامزاده و
از او همسری با آن ویژگیها را خواست تا اینکه ازدواج کرد و روزهای اوّل دید:
به به! عَجَب همسری که تمام آن 25 ویژگی را دارد! لذا از امامزاده حسابی تشکر
کرد ؛ اما کم کم دید یکی یکی، از ویژگیهای همسرش کاسته میشود و نزدیک بود که
همه از دست بروند که دوان دوان به خدمت امامزاده رسید و گفت: «آقا جان! این
جنسی که به ما دادی، قلابی بود!» و امامزاده هم شب به خوابش آمد و گفت: «به جان
خودت قسم، از این جنسی که تو خواستی، بهتر از این نداشتیم!» . (خنده حضّار)
هم کلبهای: ضمن تشکر از حاج آقا که با بیانات
شیرین و مفید خویش به مجلس ما صفا دادند، به این نتیجه رسیدیم که چون ازدواج
امری است مقدس و مقدّمهای جهت رشد و کمال معنوی و تربیت فرزندانی صالح، لذا
باید همسری انتخاب کرد که دارای ایمان، تقوا، اخلاق نیکو و اصالت خانوادگی
باشد.
حاج آقا: البته با رعایت سه ویژگی یاد شده، در
نظر گرفتن ملاکهایی چون: زیبایی، همسن بودن، تحصیلات و... ضرری ندارد.
یکی از دانشآموزان (که تا آن لحظه ساکت نشسته
بود): حاج آقا! گرچه وقت شما را زیاد گرفتیم، ولی بهعنوان آخرین سؤال، لطفا
چنانچه ممکن است، پیامدهای عدم رعایت ویژگیهای سهگانه مذکور در انتخاب همسر
را بیان کنید!
حاج آقا: عزیزانم! آنچه بهعنوان بِتون و چسبِ
خانواده میتوان از آن، نام برد، محبت و صفاست که در سایه ایمان و اخلاق نیکو
حاصل میشود. اما عدم رعایت آنها همان چیزی است که الان در کشورهای غربی
(بخصوص) و حتی در کشور خودمان با تأسف فراوان، شاهدیم که عبارت است از : «از هم
گسیختگی خانوادهها، اضطراب و ناراحتیهای روانی، بچههای طلاق، فساد و فحشا
و... و نسبت به جوانان پاک اما سادهای که گول اصطلاحاتی چون: تجدّد، عصر
ماهواره، امروزی شدن و... را میخورند و در انتخاب همسر، به ظواهر اکتفا
میکنند، باید چنین گفت که:
غفلت نگر که پشت به محراب کردهایم
در کشوری که قبلهنما موج میزند!
در پایان گفتگویمان، حاج آقا، ضمن دعا برای سعادت
و خوشبختی همه جوانان عزیز (خصوصا عزیزان جمع حاضر) و اهدای صلوات بر محمد و آل
محمد، بحث را به پایان برد و بعد از یک پذیرایی مختصر که عبارت بود از چای
سنّتی و خربزه مشهدی، چون صدای ملکوتی قرآن در فضای اردوگاه پیچید و خبر از
نزدیکی وقت نماز میداد، جهت اقامه نماز جماعت مغرب و عشا، با جمع دوستان، راهی
نمازخانه با صفای اردوگاه شدیم.
منبع: حوزه نت
1 . اسلام و مقتضیات زمان، مرتضی مطهری ، ص 438.
2 . مجموعه آثار ، مرتضی مطهری، ج 19، ص 101،
نظام حقوق زن در اسلام.
3 . سوره روم ، آیه 21 .
4 .
5 . تاریخ تمدن، ویل دورانت ، ج 7 .
6 . فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، ص 201.
7 . وسائل الشیعة، ج 20، ص 81 .
8 . همان، ص 35.
9 . کشف المهجة، ص 201 .
10 . سوره نور ، آیه 26.
علیاکبر بیاری
|